حال ما چگونه احادیث جعلی را تشخیص دهیم؟

یک راه، عرضه روایات بر قرآن است که خود ائمه فرمودند: هر حدیث که شنیدید را بر قرآن عرضه کنید؛ اگر موافق بود، بپذیرید و اگر مخالف بود، فاضربوه علی الجدار! بزنید به دیوار. برای نمونه، جمله‌ای به پیامبر (ص) منتسب است که «شاوروهن و خالفوهن» با زن‌ها مشورت کنید و هر چه آنها گفتند، شما خلافش عمل کنید! حال این جمله را بر قرآن عرضه می‌کنیم که آیا درست است یا خیر؟ در آیه «فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیْهِما» (بقره/ ۲۳۳) خدا می‌گوید اگر زن  و مردی با هم مشورت کردند و به این نتیجه رسیدند که بچه را از شیر بگیرند، اشکال ندارند، بچه را از شیر بگیرند. ببینید در مسئله کوچکی مثل شیر گرفتن، خدا می‌گوید با هم مشورت کنید. حال می‌توانیم بپذیریم که حدیثی جعل شده باشد که پیامبر فرموده باشد با زن‌هایتان مشورت نکنید! یا هرچه آنها گفتند خلافش عمل کنید! قطعا این طور نیست. 

راهکار دیگر تشخیص احادیث جعلی، عرضه بر احادیث دیگر است. حدیث را بر احادیث دیگر همان موضوع عرضه می‌کنیم که آیا حدیثی دیگر، آن را تایید می‌کند؟ مثلا در روایتی آمده است که «مکر و فریب جایز نیست جز در ازدواج». آیا این سخن در معنای ظاهری‌اش منطقی است؟ مثلا فردی بیماری صرع دارد و به شریک آینده زندگی‌اش نگوید! چون احادیث مخالفی داریم که به هیچ عنوان اجازه مکر و فریب داده نشده است. من یک مثال طبی برای این مورد پیدا کرده‌ام. ابوهریره، حدیثی به پیامبر نسبت می‌دهد که «لا عَدوى و لا صفر ولا هامة» به صفر و هامه‌اش کار نداریم چون محل بحث ما نیست. عدوی به معنای سرایت بیماری است. پس پیامبر فرموده است که بیماری از طریق سرایت، مثل باهم بودن، دست دادن و مصافحه منتقل نمی‌شود. همین ابوهریره در جای دیگر حدیث نقل می‌کند که «لا یوردن ممرض على مصح» کسی که مریض است بر فردی که سالم است وارد نشود. مثلا وقتی مریض هستید، به مسجد نروید چون بیست نفر دیگر سرما می‌خورند. ناقل هر دو حدیث، ابی‌سلمه است. او حواسش بوده و به ابوهریره می‌گوید من پیش از این از شما شنیدم «لا عدوی» بیماری سرایت نمی‌کند، پس چطور پیامبر حرف خود را نقض کرده است؟

سوال: خوب شاید در مورد بیماری‌های مختلف باشد: واگیردار و غیر واگیر. همه بیماری‌ها با تماس منتقل نمی‌شود.

پاسخ: حرف شما درست است؛ اما اینجا، عبارات، عام است . «لا عدوی» یعنی هیچ بیماری از طریق با هم بودن منتقل نمی‌شود.

بازگردیم به اعتراض ابی‌سلمه. ابوهریره خیلی ناراحت می‌شود و ابوهریره، همان حدیث اولش را منکر می‌شود! ببینید حدیث اولش را منکر می‌شود و می‌گوید پیامبر آن حرف را نزده است. «فرطن بالحبشیة» ظاهرا خیلی بدش می‌آید و به زبان حبشی غر و لند می‌کند که طرف نفهمد دارد چه فحشی می‌دهد!

راهکار بعدی تشخیص حدیث جعلی، عرضه بر تاریخ است. شما روایتی را بر تاریخ عرضه می‌کنید تا ببینید آیا واقعا تاریخ آن را تایید می‌کند یا نه؟ مثلا روایتی است که وقتی یزید وارد مدینه می‌شود، امام سجاد (ع) به او می‌گوید من عبد مکره تو هستم! عبد مکره یعنی عبد یعنی برده‌ای که می‌توان با او هر کاری انجام داد! او را بفروشد، بزند. آیا می‌شود تصور کرد امام معصوم به کسی که سید الشهداء را به قتل رسانده، همچون حرفی زده باشد؟ وقتی تاریخ را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم اصلا یزید وارد مدینه نشده است و این روایت، قطعا جعلی است. همچنین در مقدمه رساله ذهبیه معروف به طب الرضا آمده است که مناظره‌ای  در شهر نیشابور برپا بود و امام رضا (ع) هم حضور داشتند. دانشمندان خیلی حرف زدند اما امام ساکت بودند. در پایان سخن، مامون به امام گفت که شما هم اگر نظراتی درباره طب دارید به ما بگویید. بعد مامون ظاهرا به جایی ـ احتمالا مروکه پاییتختش بوده است ـ می‌رود و بعد امام رضا در همان شهر نیشابور کتاب را می‌نویسد و برای مامون می‌فرستد. اگر ما این مساله را بر تاریخ عرضه کنیم،  مشاهده خواهیم کرد چندان درست نیست! ما می‌دانیم امام رضا (ع) پس از عبور از نیشابور که اقامت ایشان هم در آنجا بسیار اندک بوده است، دیگر بازگشتی به نیشابور نداشته‌اند. پس امام رضا(ع) خروجی از مرو نداشته‌اند که بخواهد در مناظره‌ای در نیشابور شرکت کنند.

راهکار تشخیص دیگر، مخالفت نداشتن حدیث با اعتقادات است. برای نمونه در احادیثی که آمده است که انسان در آخرت می‌تواند خدا را با چشم سَر ببیند، با معتقدات ما که خدا اصلا جسم نیست که بتواند دیده شود، ناسازگار است. پس این دسته از روایات نمی‌تواند درست باشد. حالا اگر حدیثی در عرصه طب سنتی یافت شد که با اصول اعتقادات ناسازگاری بود، باید کنار گذاشت.

معیار بعدی، مبالغه و اغراق بیش از حد است. روایاتی است که ثواب و عقاب خیلی زیادی را در مقابل عملی کوچکی وعده داده باشد. مثلا در حدیثی آمده است که اگر یکبار ذکر لا اله الا الله گفته شود، خداوند به شما دویست بهشت با  ۵ هزار درخت با ۴۰۰ هزار حوریه می‌دهد! معلوم است که این حدیث جعلی است. در مورد احادیث طبی نیز مطالبی ذکر شده است که اگر فلان چیز خورده شود، فرد تا آخر عمر مریض نمی‌شود!

بحث بعدی تضاد با قطعیات علمی است. این معیار برای شما متخصصان خیلی مهم است. اگر حدیثی مخالف با قطعیات علمی باشد ـ البته نه ظنیات و فرضیاتی که هنوز ثابت نشده است ـ آن روایت را کنار می‌گذاریم. مثلا در حدیثی منسوب به امام علی (ع) آمده است که ادرار دختر نجس است چون شیری که دختر می‌خورد، از مثانه مادرش خارج می‌شود. من این توضیح را عرض کنم که بر اساس یک نظر فقهی، بول بچه تا آن زمانی که شیر می‌خورد، پاک است و نیاز به آب کشیدن ندارد. در این روایت آمده است بول دختر در همان زمانی که شیر می‌خورد نیز نجس است و باید آب کشید! اما بول پسر تا آن زمانی که شیرخوار است، پاک است و نیاز به آب کشیدن ندارد. حال دلیلش چیست: «لِأَنّ لَبَنَهَا یَخْرُجُ مِنْ مَثَانَةِ أُمّهَا» برای اینکه شیری که دختر می‌خورد، از مثانه مادر خارج می‌شود و چون از مثانه خارج می‌شود، نجس است اما شیری که پسر می‌خورد، از بین دو کتف زن خارج شده و پاک است. این باور، مخالف قطعیات علم است و ما نمی‌توانیم بپذیرم. گرچه روایت هم ضعیف است و سلسله سند درست و حسابی هم ندارد.

سوال: ببخشید این احادیثی که به صورت کتاب در می‌آید، به هر حال یک فردی که صاحب فن بوده، آن را نوشته است. حالا بر اساس آن، باز هم نیاز هست که اعتبار آن را بررسی کنیم؟ یعنی خودمان به صورت شخصی بررسی انجام دهیم یا اعتماد کنیم به آن نویسنده‌ای که آن را چاپ کرده است؟ به هر حال در جمهوری اسلامی متاسفانه کتاب‌های زیادی درباره احادیث طبی چاپ می‌شود که ادعا می‌کنند معتبر است اما وقتی آنها را به یک حدیث شناس می‌دهیم، رد می‌کنند. من به اساتیدی مثل دکتر مهدوی راد و آقای دکتر پاکتچی داده‌ام. همان موقع چند تورقی فرمودند و اشکالات آن را برشمردند. آیا اینکه مرجع احادیث این کتابها به بحار الانوار می‌رسد، کفایت می‌کند؟ در مورد احادیث متواتر هم صحبتی بفرمایید؟ آیا در زمینه طب، حدیث متواتر داریم؟ متاسفانه کتاب‌های طب روایی غالباً بدون هیچ نظارتی چاپ می‌شود و در دست مردم می‌چرخد.

پاسخ: خیلی ممنونم از کتاب بحار الانوار یاد کردید؛ روایات این کتاب هم به مانند روایات کتب دیگر باید بررسی شود. حدیث متواتر هم کلا به اندازه انگشتان دو دست داریم که هیچ کدام مرتبط با طب نیست. بگذارید نکته جالبی عرض کنم. بخشی از رساله دکتری بنده مرتبط با جعل حدیث بود. من برمی‌خوردم به احادیث جعلی و ناگزیر جستجو می‌کردم که این روایت در چه منابعی به کار رفته است. در چند مورد با احادیث جعلی مواجه می‌شدم که می‌دیدم متاسفانه در دانشنامه پزشکی آیه الله ری شهری هم آمده است! منبع آنان نیز کتب موضوعات است! یعنی حدیث در کتابی است که اصلا درباره احادیث جعلی نوشته شده است! یعنی محققانی که زیر نظر آقای ری شهری کار می‌کردند، توجه نداشتند که این کتاب، الکامل ابن عدی است! عنوان کامل کتاب الکامل فی الضعفاء است و احادیثی که در آن آمده، بدین معناست که طرف قبول نداشته، این حدیث درست است.

ضرورت دارد کار عمده‌ای انجام بشود. در گذشته، آقای محمد باقر بهبودی کتابی به نام صحیح الکافی نوشتند و به زعم نویسنده، احادیث صحیح کافی را استخراج کرد. متاسفانه اینقدر علمای قم علیه این کتاب و علیه ایشان حرف زدند و ایشان را بایکوت کردند، که هیچ کس دیگر جرات نکرد به پالایش روایت‌ها اقدام نماید گرچه اشکالاتی می‌تواند بر کار آقای بهبودی وارد باشد که الان بدان نمی‌پردازیم. احساس می‌شود در زمینه احادیث پزشکی، حساسیت خاصی از سوی علمای سنتی وجود نداشته باشد؛ لذا جا دارد پروژه تحقیقاتی انجام شود و احادیث صحیح طبی در مجموعه‌ای گرد آورده شود.

 

منبع:کتاب نظام سلامت در اسلام

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید