اختلالات روحی روانی بخش عمده ای از شکایات بیماران مراجعه کننده به مطب پزشکان را به خود اختصاص داده اند و این درحالی است که آمار و ارقام نشان دهنده وجود اختلالات روحی روانی فراوان در بین گروه های مختلف جامعه است که درصد قابل توجهی از آنها هیچ اطلاع و آگاهی از بیماری خود ندارند. در هر حال مهم اینست که بواسطه عدم توجه جدی در پیشگیری و درمان، بسیاری از سرمایه های مادی و معنوی جامعه خصوصا نیروی انسانی کارآمد آسیب می بیند. این اختلالات در هر جامعه می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که برخی از آنها فردی و برخی اجتماعی هستند، ناامنی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، بی اخلاقی های اجتماعی، نداشتن معنویت توحیدی، نداشتن هدف مشخص در زندگی، عدم توجه به نیاز های معنوی و….از عوامل مهم تاثیر گذار بر سلامت روحی روانی افراد می باشد. این اختلالات از منظر حکمای طب ایرانی مخفی نبوده است و برای آنها تقسیم بندی ها و درمان های خاص خود را داشته اند و در برخی موارد موفقیت ایشان در درمان بیماران در حدی بوده است که موضوع درمان تبدیل به یک رخ داد تاریخی گشته است. در این خصوص می توان گفت در پزشکی ایرانی بسیاری از بیماری هایی که امروزه در علوم پزشکی و روانشناسی تحت عنوان بیماری های روحی روانی مطرح است در قالب عمومی مالیخولیا مطرح بوده و البته این گروه بزرگ از بیماری ها تقسیم بندی ها و زیر مجموعه های خاص خود را داشته است. در این بخش سعی می شود با استفاده ازآثار محققان مرتبط به گوشه ای از این دیدگاه  ها و همچنین تدابیر طب ایرانی در پیشگیری و درمان این گروه از بیماری ها پرداخته شود. کابران محترم دقت فرمایند ارایه تقسیم بندی های طب ایرانی یا ذکر برخی درمان های آن بدین معنا نمی باشد که بیمار را از مزایای داروهای رایج محروم نماییم و بیمار خود را  بدست غیر پزشکان و شیادان ناآگاه با ادعاهای جوراجور درمان با طب سنتی و …. بدهیم بلکه منظور از ارایه این متون بررسی مختصر دیدگاههای طب ایرانی و خصوصا استفاده از دستورات سبک زندگی آن در پیشگیری و کنترول بیماری است. بدیهی است هر گونه اقدام درمانی در حوزه طب سنتی باید زیر نظر متخصص طب سنتی و با مشاوره روانپزشک درمانگر بیمار انجام بگیرد.

(دکتر مرتضی مجاهدی)

 
در تمدن های باستانی چین، بابل، مصر و یونان رفتارهای نابهنجارِ افراد، به ناخشنودی خدایان یا تسخیر شدن توسط شیاطین نسبت داده می شد. بنابر عقیده دیو شناسی برای درمان، فرد تسخیرشده باید تحت شکنجه و آزار یا گرسنگی های طولانی مدت قرار می گرفت. بقراط، پدر علم پزشکی جدید کسی بود که این عقاید را رد کرد. وی تأکید کرد، بیماری های روانی علل طبیعی دارند و تفکر و رفتار غیرعادی، نشان دهنده نوعی آسیب مغزی است. بعد از زوال تمدن های یونان و روم باستان، صومعه های مسیحی جای پزشکان را به عنوان شفا دهنده و اولیای امور اختلال های روانی گرفتند. راهبان در صومعه با دعا خواندن بر بالین بیماران روانی و لمس کردن آن ها با اشیای متبرک از آن ها نگه داری می کردند. از قرن سیزدهم میلادی به بعد بیمارستان ها به تدریج در اختیار عناصر غیر دینی قرار گرفت. تا پایان جنگ های صلیبی در قرن پانزدهم میلادی تعداد بیمارستان های روانی در اروپا بسیارکم بود. بستری کردن بیماران به شکل جدی در قرن پانزدهم و شانزدهم شروع شد. ‌این تیمارستان ها برای ساکنان خود برنامه ای جز واداشتن آن ها به کار کردن نداشتند.
درست در زمانی که در کشورهای اروپایی هیچ درمان طبی برای بیماری های روانی وجود نداشت، حکیم ابوزید بلخی در حدود قرن نهم و دهم میلادی و حکیم زکریای رازی در اوایل قرن دهم میلادی، حکیم ابو علی سینا در اوایل قرن یازدهم میلادی، حکیم جرجانی در اواسط و اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم میلادی و حکیم عقیلی خراسانی در قرن هجدهم میلادی در آثار خود روش های پیش گیری و درمان بیماری های اعصاب و روان را نگاشته‌اند و بیماران دارای این اختلالات را مداوا نموده‌اند و حتی برای بهبود بیماران خود علاوه بر دارو درمانی، روش های روان درمانی نیز داشته‌اند.
دانشمندان طب سنتی در صدها سال پیش عوامل حفظ کننده سلامتی و پیش گیری از بیماری های جسمی و روانی و عوامل بیماری زا را شناسایی کرده بودند و این عوامل را اسباب سِتّه می نامیدند. این عوامل عبارت‌ اند از: ۱- هوا ۲- خوردنی ها و آشامیدنی ها ۳- خواب و بیداری ۴- حرکت و سکون ۵- اعراض نفسانی ۶- احتباس و استفراغ
۱ هوا: حکیمان معتقد بودند هوا اعم از هوا به عنوان گاز تنفسی، آب و هوای هر فصل و هر منطقه جغرافیایی، باد، تغییرات حرارت و رطوبت هوا و اجسام کیهانی بر سلامت جسم و روان تأثیر می گذارد. مثلاً بیان کرده اند: در هر فصل چه عواملی سبب ابتلا به کدام بیماری جسمی و روانی می گردد و راهکارهای پیش گیری کننده از آن بیماری ها کدامند.
۲ خوردنی ها و آشامیدنی ها: حکیمان علاوه بر بیان خاصیت های انواع خوردنی ها و آشامیدنی ها معتقد بودند هر فرد باید با توجه به نوع مزاج خود، مزاج دوران عمر، مزاج فصل، مزاج منطقه جغرافیایی محل سکونت خود و مزاج خوردنی ها و آشامیدنی ها بخورد و بیاشامد تا از سلامت جسم و روح برخودار شود. هم کمّیّت و هم کیّفیّت خوردنی ها و آشامیدنی ها را در سلامتی و ابتلای به بیماری ها مؤثر می دانستند.
۳ خواب و بیداری: حکیمان خواب را عامل تجدید قوای انسان و بیداری زیاد را مضر می دانستند و خواب در روز را سبب بد رنگی پوست، بد بویی دهان، بی حالی و سستی، کند ذهنی و ابتلای به امراض سوداوی )بیماری های روانی( می دانستند.
۴ حرکت و سکون: حکیمان در هزارها سال پیش اهمیت ورزش ( ریاضت ) را در سلامت جسم و روح دریافته بودند و نیز انواع ورزش های مفید و کاربرد ماساژ برای ورزشکاران حتی ورزش و ماساژ دادن پیران را در کتاب های خود ذکر کرده اند.
 
۵ اعراض نفسانی: منظور از اعراض نفسانی هیجانات می باشد. اعراض نفسانی در همه افراد به یک اندازه نیست بلکه بستگی به مزاج و میزان توانایی هر فرد دارد. بعضی زود خشم و بعضی دیر خشمند؛ بعضی از امور ترسناک خیلی می ترسند و عده ای نمی هراسند.

  • تاثیر اعراض نفسانی بر بدن: تأثیر اعراض نفسانی در بدن از تأثیر غذاها، آشامیدنی ها، داروها، خواب، بیداری، حرکت و سکون بیش تر است زیرا این اعراض فوری و به سرعت حال فرد را تغییر می دهند. دیده اید که به محض این که اندیشه ای از خاطر فرد بگذرد یا سخن خوشی بشنود حال او تغییر می کند. اعراض های نفسانی مانند خشم، شادی، لذت، امید و اندیشه درباره کارهای مهم، اندام ها، خلط ها و روح ها را گرم می کنند و اعراض های نفسانی مانند اندوه، ترس و مانند این ها، اندام ها، خلط ها و روح ها را سرد می کنند. خشمی که در حد اعتدال است برای بیش تر مزاج ها سودمند است، به ویژه افرادی که سرد مزاجند و کمتر ورزش می کنند. خشم مفرط ( عصبانیت شدید ) صفرا را می سوزاند و در بدن پخش می کند و رنگ را زرد می نماید. به این دلیل برای افرادِگرم مزاج و صفرایی ضرر دارد اما برای افراد با مزاج سرد و تر و افرادی که حرارت غریزی آن ها ضعیف شده سودمند است. شادی و لذت که در حد اعتدال باشد، حرارت غریزی را می افروزد، مزاج و بدن را گرم می کند و باعث چاقی می گردد، قوت ها را نیرومند می کند و به این سبب باعث گوارش بهتر غذا می گردد و مواد زاید و بیماری ها از بدن دفع می شوند. اندوه و ترس حرارت غریزی را به اعماق تن می کشاند و مزاج را سرد و خشک می کند و همه قوت ها را ضعیف می نماید و به این سبب بیماری ها بر فرد چیره می شوند. اندوه و ترس برای همه زیان دارد ولی برای مزاج هایی که بسیار گرم شده اند و خلط های آن ها رقیق شده و به حرکت در آمده اند سودمند است.
  • طب روحانی یا روان درمانی: چه بسا انسان مدت زمانی بدنش بیمار نگردد، اما به دلیل لطافت روح و سرعت وکثرت دگرگونی آن روزی نیست که قوای خشم، نفرت و غم در انسان تحریک نشود. بنابراین لازم است انسان قوای روحی خود را مراقبت کند تا تحریک نشود واگر تحریک شد، آن ها را آرام سازد. معالجه روح یا به وسیله امور درونی است و آن فکری است که انسان به وسیله آن هیجان را آرام می کند یا به وسیله امور خارجی است و آن سخنی است که دیگری او را نصیحت می کند و در آرام سازی هیجان به او کمک می کند. یکی از بزرگترین مزایای طب قدیم ایران و سایر ملل متمدن باستان، توجه به تقویت روانی بیماران ضمن درمان بیماری های جسمانی آنان بوده است و حتی در بیماری های حاد عفونی و میکروبی نیز روان درمانی انجام می گرفته است.
  • تاثیر متقابل جسم و روح در یکدیگر: همان گونه که عوارض نفسانی در بدن اثر می گذارند، بدن نیز در روح و جان اثر می گذارد ولیکن دگرگونی که بدن در روح ایجاد می کند ضعیف تر است. گرم و تر شدن مزاج به سبب شادی، بیشتر از شاد شدنِ روح به سبب گرم و تر شدنِ مزاج بدن است. سرد و خشک شدنِ مزاج، به سبب اندوه، بیش تر از اندوهگین شدنِ روح، به سبب سردی و خشکی مزاج بدن است.

۶ احتباس و استفراغ: برای حفظ سلامتی بدن، بعضی چیزها باید از بدن خارج شوند ( استفراغ ) و بعضی چیزها باید در بدن نگاه داشته شوند ( احتباس ). خداوند حکیم طبیعت هوشمند بدن را به گونه ای قرار داده است که این دو عمل در بدن به صورت خودکار صورت می گیرد اما گاهی موانع یا اختلالاتی در اعضای بدن موجب ایجاد اختلال در این دو عمل حیاتی می شوند و منجر به بروز بیماری در بدن می گردد.

***

منبع: مقاله مروری بر پیش گیری و درمان بیماری های روانی از دیدگاه طب سنتی ایران – زینب ابوالحسنی (کارشناس ارشد روانشناسی عمومی)
تنظیم: سینا جوانبخت

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید