بخش عمده ای از بیماری ها در طب ایرانی بر مبنای تغییر مزاج از حالت سلامت به بیماری، تعریف می شوند و به بیماری های سوء مزاجی معروفند. اصل مهم در درمان این گونه بیماری ها اصلاح مزاج تغییر یافته و برگرداندن به حالت سلامت آن با استفاده از تدابیر مختلف سبک زندگی و انواع روش های درمانی می باشد. نکته قابل توجه در مکتب طب ایرانی عنایت ویژه به مزاج بیمار و عضو مبتلا حتی در درمان بیماری های غیر سوء مزاجی می باشد.

مزاج در درمان بیماری ها چه اهمیت و جایگاهی دارد؟

 از نظر منابع طب ایرانی هر گونه درمان بیماری های غیر مزاجی مانند سوء هیات ترکیب و تفرق اتصال نیز باید با ملاحظه جنبه های مزاجی عضو یا دارو و تدابیر متناسب با مزاج فرد، انجام گیرد. در این شرایط هم انتخاب طبع دارو  و هم ارائه سایر توصیه ها و تدابیر درمانی باید متناسب با مزاج عضو مربوطه و مزاج عام بیمار باشد.

موارد اهمیت مزاج در درمان بیماری ها:

۱: درمان زخم:

از مثال های قابل توجه در مورد عنایت ویژه به مزاج در تمامی شرایط درمانی، تاکید بر مزاج اصلی بیمار هنگام تجویز داروهای مربوط به درمان زخم می باشد.

 این مثال از این جهت مطرح می‌گردد که علی القاعده زخم ها به علت ماهیت علت و نشان هایشان کمتر تحت تاثیر تقسیم بندی‌های مزاجی طب ایرانی قرار می گیرند و در طب ایرانی به طور کلی درمان زخم برای همه افراد با استفاده از داروهای خشک کننده زخم و به اصطلاح مجفف انجام می گیرد ولی در همین شرایط نیز توصیه می گردد که شدت تجفیف دارو باید بر اساس وضعیت مزاجی عضو و حتی مزاج بدن و نیز مزاج زخم از نظر میزان رطوبت تنظیم گردد تا ضمن دستیابی به بهترین نتایج درمانی عضو مبتلا و بدن فرد نیز از مزاج اصلی خود دور نشود.

۲: درمان شکستگی ها:

یکی از درمان های دیگر که شاید توجه به رعایت بحث مزاج فرد یا عضو در آن دور از ذهن به نظر می‌آید مبحث درمان شکستگی هاست حتی در این مورد هم منابع ایرانی توجه به مزاج فرد و تنظیم داروها بر اساس آن را ضروری می دانند .

نتیجه این مثال ها

با عنایت به مقدمات فوق توجه به مزاج و توجه به بحث اصلاح مزاج تغییر یافته در فرد بیمار یکی از ظرایفی است که محققین طب ایرانی باید در هر حال بدان توجه خاص داشته باشند و در تحقیقات علمی خود علاوه بر یافتن روش های درمانی، در پیگیری علل عدم کنترل برخی از بیماری ها با درمان‌های رایج و یا در بررسی علل نتایج مختلفی یک درمان واحد این عامل را هم جزو عوامل تاثیرگذار مورد بررسی قرار دهند.

جای خالی اهمیت توجه به مزاج در مطالعات علمی چگونه مشخص می شود؟

با دقت در مقالات علمی فعلی می توان به این نکته پی برد که نداشتن نتایج مثبت قابل توجه در برخی از مطالعات حیطه های مرتبط با طب ایرانی مانند تحقیقات مربوط به استفاده از داروهای گیاهی و … را نباید فقط به عللی چون دوز مصرفی، طول دوره مصرف، مقدار ماده موثره، نحوه مصرف و … ربط داد بلکه لازم است در تحقیقات انجام شده به بررسی عواملی چون شرایط مزاجی و اخلاطی مختلف به عنوان عوامل مداخله گر و تاثیرگذار نیز بپردازیم.

به طور مثال چه بسا با استفاده از یک داروی واحد در یک بیماری با شرایط غیر همسان مزاجی بیماران اثرات یکسانی نداشته باشد و در مطالعه‌ای که به این عامل مداخله گر توجه نشده باشد نتایج به حساب موثر نبودن دارو گذاشته شود.

آیا مزاج در تعیین شیوه درمان نقشی دارد؟

به عنوان جمع بندی این مبحث از نظر طب ایرانی اقدام به درمان بیماران با روش درمانی یا داروی واحد در مورد یک بیماری بدون در نظر گرفتن مزاج بیمار و عضو مبتلا درمان کامل نمی باشد و نقش تاثیرگذار مزاج در تعیین شیوه درمان به حدی است که چه بسا در درمان یک بیماری واحد در مزاج های مختلف شیوه های درمانی متضاد مورد نیاز باشد. بر اساس مبانی نظری مزاج در این مکتب با پرهیز از تجویز های مشابه برای مزاج های مختلف و تنظیم نوع درمان بر مبنای مزاج بیمار و مزاج بیماری می توان به درمان های موثر تر و کم عارضه تر دست یافت.

سخن پایانی:

 عنایت ویژه به اصل مبنایی مزاج و اصلاح مزاج در تشخیص و درمان بیماری ها در طب ایرانی با نظریه ی تنوع پاسخ دهی درمانی بر اساس فارما کو ژنتیک و مباحث مطرح در رشته های جدید التاسیس مانند فارما ژنو میکس و نوترو ژنو میکس که رویکرد فرد محور به این مبحث دارد نیز همخوانی زیادی داشته و حتی این احتمال وجود دارد که شاید بتوان بر پایه فنوتیپ مزاج ها راه رسیدن به اهداف مورد نظر این علوم را عملی تر و کوتاه تر نمود.

 

****

منبع: برگرفته از کتاب «درسنامه طب ایرانی مبتنی بر شواهد» تالیف گروه نویسندگان

تهیه و تنظیم: فهیمه آرون

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید