در طب ایرانی مراحل درمان یک بیماری به سه قسمت تدبیر، درمان دارویی، اعمال یداوی (درمان با روش هایی مثل بادکش، حجامت، فصد، ماساژ و …) تقسیم می شود. و ابتدا با تدبیر، این معالجه آغاز می گردد. پس از مرحله تدبیر که در اصل تدبیر غذایی بیمار است، اگر نیاز به درمان دارویی بود، در این زمینه اقدام می شود.

روش های درمان بیماری در طب ایرانی کدام است؟

  1.  تدبیر
  2. درمان دارویی
  3. اعمال یداوی (درمان با روش هایی مثل بادکش، حجامت، فصد، ماساژ و …)

تدبیر چیست؟

تدبیر یعنی در امور مربوط به سته ضروریه اصلاحاتی برحسب بیماری انجام دهیم و تغییراتی از لحاظ کمی و کیفی ایجاد کنیم که این امور در روند درمان یاریگر ما باشد.

مهم ترین تدبیر از سوی پزشک کدام است؟

از مهم ترین تدابیر، تدبیر در مورد تغذیه شخص می باشد.

اهمیت تغذیه در تدابیر

یکی از اصول ششگانه حفظ سلامتی یا سته ضروریه غذا است. نحوه غذا خوردن، مقدار و کیفیت آن در هنگام بیماری با زمان سلامتی فرق دارد. به عبارتی تغذیه قسمتی از تدبیر است و آنچنان اهمیت دارد که حکیم ابن سینا در متن کتاب قانون از آن در کنار تدبیر نام برده است.

مقدار مصرف غذا چگونه باعث درمان بیماری ها می شود؟

علاوه بر تغییر نوع غذا، و مصرف برخی مواد غذایی خاص در هنگام ابتلا به بیماری، میزان خوردن غذا نیز تاثیر زیادی در بهبود بیماری دارد. نخوردن غذا و کم کردن غذا دو جزء مهم در این مورد هستند. چهار قانون کلی درباره مقدار غذا خوردن در بیماری‌های مختلف وجود دارد که هر یک بر اساس تشخیص پزشک می تواند برای بیمار پیاده شود. این قوانین به شرح زیر می باشد:

  • منع
  • تقلیل
  • تعدیل
  • تکثیر

مفهوم چهار قانون کلی غذا خوردن چیست؟

مفهوم این ۴ قانون فراتر از چهار کلمه ساده است. مفهومی که گاه وقتی علی رغم تمام تلاش‌های ما در درمان دارویی، بیمار با مرگ دست و پنجه نرم می کند، فرشته نجات او می شود.

وضعیت بدن در هنگام بروز بیماری ها چگونه است؟

وقتی یک بیماری در بدن رخ می دهد طبیعت مدبره یا همان هوش طبیعی بدن، که دلسوزانه و مهربانانه ناظر و نگهبان اعمال بدن است به تکاپو می افتد و با تمام قوا به میدان جنگ می رود و در برابر بیماری سینه سپر می کند تا بدن را از شرایط دشوار ایجاد شده برهاند. در این هنگام و خصوصاً در اوج کارزار تمام توجه و تمرکز طبیعت بر آن است که پیروز میدان باشد و هر عاملی که به هر نحو این تمرکز و توجه را به هم بزند، طبیعت را از پیروز شدن بر بیماری دور کرده است. نقش طبیب در اینجا حذف این عوامل بر هم زننده توجه طبیعت است. یکی از این عوامل غذاخوردن نامتناسب است.

چرا غذا می تواند جزء عوامل بر هم زننده طبیعت بدن باشد؟

در اوج مرض عدم تناسب غذا چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی برخلاف تصور نه تنها بدن را پشتیبانی نمی کند، بلکه از پشت به او خنجر میزند و این اوج ناجوانمردی است. 

  1. چون در این صورت هضم این غذا برای طبیعت مشکل ایجاد می کند و آن را مجبور می سازد که قسمتی از توجه اش را به این امر اختصاص دهد و طبیعتی اینچنین پرمشغله و نامتمرکز کجا پاسخگوی نیاز بدن برای مقابله با بیماری می تواند باشد؟!
  2. از سوی دیگر غذا به قول حکیم عقیلی خراسانی (صدیق مرض) نیز هست و در جبهه بیماری نیز می جنگد و مرض را نیز تقویت می کند.

چگونه تناسب بین غذا و نیاز بدن ایجاد می شود؟

این رسالت طبیب دانا است که تدبیر کند و غذا را طوری تغییر دهد و تنظیم کند که در خدمت بدن دراید. اگر لازم بود حتی در ساعاتی از اوج نبرد بدن با بیماری، بیمار نباید غذا بخورد( قانون منع).

قانون منع و تقلیل:

گاهی شدت بیماری طوری قوت را از بدن می‌رباید که غذا نخوردن به صلاح نیست، غذای زیاد هم که به دلایل ذکر شده نمی‌شود خورد، پس بهترین راه کم خوردن غذا است (قانون تقلیل). البته این تقلیل و کم خوردن گاه در مقدار کمی غذا و گاه در میزان کیفیت آن مصداق دارد. در بیماری‌های تب‌دار اهمیت این قانون دوچندان است. چرا که در تب علاوه بر علت ذکر شده باید حرارت را نیز کاهش داد؛ هضم غذا آن هم به مقدار زیاد با حرارتی که در بدن تولید می کند به تب دامن می زند و بر مریض اضطراب و بر طبیعت مشکلی مضاعف را تحمیل می‌کند، پس کم کردن یا همان تقلیل غذا عاقلانه ترین تدبیر است.

اهمیت توجه به وضعیت بدن برای تجویز نوع و میزان تغذیه بیمار:

قانون تقلیل طیف خاص خود را دارد و گاهی این قانون سخت‌تر و گاهی ملایم تر اعمال می شود. در بیماری های مزمن به خاطر اینکه عامل بیماری مدت‌ها است که نقش اشغالگر را در بدن ایفا می‌کند و از بین بردن آن زمان زیادی لازم دارد، طبیعت در معرض نبردی نابرابر قرار گرفته و به پشتیبانی و یا به قول حکیم عقیلی به (وفای) قوت بدن نیز بیشتری دارد؛ پس منع غذایی امکان پذیر نیست و باید از قانون تقلیل استفاده کرد. اما اگر در اوج یک بیماری حاد ما بر اعمال قانون تقلیل به سختی اصرار می ورزیدیم در اینجا کمی ملایمت به خرج می دهیم و غذا را کمتر از یک بیماری حاد کاهش می‌دهیم. اگر بیمار در اینجا از غذا خوردن منع شود یا به کم کردن غذا بسیار سخت بگیریم، قوت بدن از یک مرحله‌ای به بعد افت کرده و پشت طبیعت را خالی می کند در این حالت سرنوشت محتوم طبیعت شکست است و سرنوشت بدن از پای درآمدن است.

اهمیت تدبیر پزشک چگونه مشخص می شود؟

طبیب دانا نه فقط در بیماری مزمن بلکه در هر مرحله از انواع بیماری قوت بدن را می سنجد و توجه می کند که به قیمت اعمال قانون منع یا تقلیل غذا قوت بدن از دست نرود و این درایت همان است که در ابتدای بحث نام تدبیر بر آن گذاشتیم.

بررسی قانون تقلیل از جهات کمی و کیفی چگونه است؟

الف. کمیت:

همانطور که گفته شد قانون تقلیل از جهات کمی و کیفی بررسی می شود. گاهی وقت ها باید غذا را از نظر کیفیت کاهش داد یعنی از مواد غذایی استفاده کرد که علیرغم کمیت و حجم زیاد کیفیت و خواص غذایی کمی دارند مانند میوه ها و سبزیجات. این روش برای افرادی استفاده می‌شود که اشتهای بسیار بالا و هضم قوی دارند و نمی‌توانند کم غذا خوردن را تحمل کند ولی از طرفی اخلاط و مواد نامناسب در بدن آنها زیاد است و به قول بوعلی عروق ایشان مملو از اخلاط خام است. در این افراد باید با دادن مقدار زیاد غذا با غذاییت کم دستگاه گوارش را فریب داد و سرگرم کرد تا خیال کند که غذای زیادی مصرف شده ولی در عمل مواد زیادی وارد عروق نشود و به مواد نامناسب قبلی اضافه نشود و بدین ترتیب باید به طبیعت فرصت داد که اخلاط نامناسب را آماده کرده و از بدن دفع کند. یکی از مثال های این قانون در طب جدید در درمان افراد دچار چاقی بیمار گونه است در این بیماران اکثر رژیم‌های غذایی طوری طراحی می شوند که مقدار زیادی ماده حجیم دارند که عموماً از مواد غیرمغذی تشکیل شده اند. این مواد حجیم سبب اتساع معده شده و تا حدی گرسنگی را کاهش می‌دهند.

ب. کیفیت:

گاهی لازم می شود که غذا از لحاظ کمیت کم باشد ولی کیفیت بالایی داشته باشد مثل زرده تخم مرغ نیم پز.  این روش در افرادی استفاده می‌شود که توانایی غذا خوردن به مقدار زیاد ندارند ولی بدن ایشان نیازمند تقویت با غذاست. مثلاً فردی را با بیماری سرطان در نظر بگیریم تقریباً تمامی سرطانها سبب بی اشتهایی می شوند. حال می خواهیم به بدن این فرد برای مقابله با بیماری غذا برسانیم در اینجا باید از مواد غذایی با مقدار کم و در دفعات تقسیم شده استفاده کنیم که غذایت بالایی داشته باشند تا بدن از همان مقدار کم که مریض قادر به خوردن آن است بیشترین بهره را ببرد.

ج. میزان غذاییت ماده غذایی:

در مورد غذایت ماده غذایی نیز نکاتی وجود دارد. بعضی از غذاها زود هضم ترند و بعضی دیرتر هضم می‌شوند. از بعضی غذاها خون رقیق در بدن تولید می‌شود و از بعضی دیگر خون غلیظ تر.  این نکات باید در تجویز رژیم غذایی رعایت شود. فرض کنید که شخصی دارای دستگاه گوارش ضعیف است و از سوی دیگر بیماری قوت او را طوری ربوده که بیم از دست رفتن آن می‌رود در اینجا ما وقت کمی برای برگرداندن قوت خواهیم داشت و در این مدت کوتاه باید غذایی به بیمار تجویز شود که هم هضم آن ساده باشد و هم ماده غذایی لازم را به بدنش برساند.

مثال برای میزان غذاییت:

مثلا اگر می‌خواهیم گوشت به بیمار تجویز کنیم بهتر است یک گوشت زود هضم مثل گوشت بلدرچین و آن هم به صورت آب پز با ادویه جات کمک‌کننده هضم برحسب بیماری به بیمار دهیم. در این بیمار اگر به طور مثال گوشت گوساله در روغن سرخ شده تجویز شود به ضرر بیمار گام برداشته ایم.

از سوی دیگر گاهی مجبوریم غذایی به بیمار بدهیم که از آن خون غلیظ ایجاد نشود مثلاً در افرادی که دچار انسداد ها و گرفتگی ها در نقاط مختلف بدن هستند اگر غذای مولد خون غلیظ داده شود بر شدت بیماری افزوده می شود.

قانون تکثیر چیست؟

در شخصی که مجبور به انجام ورزش سخت یا کارهای بدنی طاقت‌فرسا است و از طرفی ممکن است به مدت نسبتا طولانی فرصت غذا خوردن پیدا نکند باید غذاهای دیرهضم و مولد خون غلیظ داده شود در این فرد تجویز غذای زیاد( قانون تکثیر) جایز است.

نکته مهم در مصرف غذاها:

نکته مهم اینکه غذاهای زود هضم و دیر هضم غذای مولد خون رقیق و مولد خون غلیظ نباید با هم تجویز شوند زیرا به علت تفاوتی که دارند باعث فاسد شدن یکدیگر در بدن میشود.

****

برگرفته از کتاب «درسنامه طب ایرانی مبتنی بر شواهد» تالیف: گروه نویسندگان

تهیه و تنظیم: فهیمه آرون

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید