طبق فلسفه طب سنتی ایرانی غذا بعد از ورود به بدن انسان و دریافت هضم معدی و هضم کبدی تبدیل به خونی می گردد که از اخلاط چهارگانه، یعنی چهار خلط به نام های سودا، صفرا، بلغم و دم تشکیل می شود و این خون در تمام بدن به گردش در آمده و هر عضوی بنا بر نیاز خود از این چهار خلط برداشت می کند.

امور طبیعیه

از دیدگاه طب سنتی ایران سلامتی و بیماری وابسته به قوه مدبره بدن انسان یعنی طبیعت است. حکما طبیعت را بر هفت اصل بنا نهاده اند که به امور طبیعی مشهورند و عبارتند از:

تعریف لغوی خلط چیست؟

خِلط (به کسر خاء) از ریشه (خ ل ط) به معنی آمیزه، آمیغ، مخلوط، ترکیب، جزئی از یک ترکیب ،جزء و جزء سازنده می‌باشد و جمع آن به صورت اخلاط به فتح الف می آید.

تعریف طبی خلط چیست؟

خلط جسم مایعی است که به طور عمده از تغییرات غذا در کبد به وجود می‌آید. غذایی که انسان مصرف می‌کند از ارکان اربعه به وجود آمده است و این غذا در بدن تبدیل به خلط می شود. بر حسب میزان غلبه هر رکنی در غذا خلط متناسب با آن بیشتر تولید می شود. به عنوان مثال غذایی که در آن اجزای ارضی غلبه دارد بیشتر موجب تولید سودا می گردد البته منظور این نیست که اخلاط دیگر از این غذا تولید نمی‌شود زیرا هر چیزی که در این عالم وجود دارد از امتزاج چهار رکن به وجود آمده است، منتها میزان هر یک از ارکان متفاوت است و بر حسب آن میزان خلط تولید شده نیز متفاوت است.

اخلاط در امور طبیعیه چه جایگاهی دارد؟

بحث اخلاط که سومین مورد از موارد هفتگانه امور طبیعی است از مسائل مبنایی طب ایرانی به شمار می‌رود.

وابستگی بخش‌های مختلف امور طبیعیه به اخلاط مبین نقش کلیدی آن در تشخیص و درمان بیماری‌ها است بدین گونه که اخلاط از اولین امتزاج ارکان به وجود می‌آیند و افزایش یا کاهش اجزای ناری، هوایی، مائی یا ارضی را در بدن، باید در تغییر اخلاط جستجو کرد، زیرا غذا از ترکیب ارکان با نسبت های متفاوت به وجود آمده است که پس از هضم در بدن موجب تولید اخلاط متناسب با رکن غالب در غذا می گردد. به عنوان مثال غذایی که جزء ارضی اش بیشتر باشد سبب تولید سودای بیشتر می شود.

چه ارتباطی بین اخلاط و ارکان وجود دارد؟

ابن هندو در مورد رابطه ارکان و اخلاق می گوید همچنانکه برای عالم کبیر اسطقسات (عناصر) وجوددارد، برای عالم صغیر یعنی بدن انسان نیز اسطقسات (عناصر) وجود دارد. ارکان بدن انسان همان اخلاط هستند،به عبارت دیگر بدن از اخلاط چهارگانه یعنی صفرا، خون، بلغم و سودا تکوین یافته چرا که جهان از اسطقسات چهارگانه یعنی آتش، هوا، آب و خاک پدیدار گشته است. دم گرم و تر نظیر هوا، صفرا گرم و خشک نظیر آتش، بلغم سرد و تر نظیر آب و سودا سرد و خشک نظیر زمین است. اخلاط از ارکان تولید می‌شوند به همین جهت مشاکل آنها بوده و از نظر طبع با آنها متناسب می باشند و جسم پس از فساد و نابودی به آنها تجزیه می گردد.

چه ارتباطی بین اخلاط و مزاج وجود دارد؟

با تغییر اخلاط، مزاج نیز تغییر می نماید. زیرا تغییرات کمی و کیفی اخلاط موجب سوء مزاج مادی در بدن می‌شود و بخش عمده‌ای از بیماریها ناشی از سوء مزاج مادی است. بنابراین در تشخیص و علاج بیماری ها توجه به تغییرات اخلاط نقش تعیین کننده دارد و در صورت تغییر کیفیت خلط، جهت اصلاح این اختلال باید تعدیل آن خلط انجام گیرد در صورت غلبه، تنقیه آن و در صورت کاهش جبران آن لازم است.

همه ی اعضای بدن انسان از اخلاط چهارگانه به وجود آمده‌اند و اگر خلط از نظر کمیت و کیفیت مناسب نباشد عضو به وجود آمده سالم نخواهد بود.

چه رابطه ای بین ارواح و اخلاط وجود دارد؟

ارواح نیز (به عنوان یکی از امور طبیعیه) بخش لطیف و بخاری اخلاط می باشد و شناخت آنها در گرو شناخت اخلاط است و قوا نیز توسط ارواح به اعضا می رسند.

ارتباط بین افعال و اخلاط چگونه است؟

افعال که آخرین مورد از امور طبیعیه است و ملاک ارزیابی سلامتی و بیماری است در صورتی از صحت لازم برخوردار است که اعضا و ارواح صحیح باشد و صحت اعضا و ارواح خود مستلزم صالح بودن خلط است و برعکس اختلال خلط می تواند موجب اختلال عضو، اختلال روح، اختلال قوا و اختلال فعل گردد.

چرا اخلاط در بدن اهمیت دارد؟

اخلاط در قوام بدن موثر بوده و حدوث اکثر بیماریها از زیادی و کمی آنهاست به عبارت دیگر صحت بدن با اعتدال اخلاط در کیفیت و کمیت محقق می‌شود و به گفته بقراط سلامتی از تعادل اخلاط اربعه و بیماری از عدم تعادل اخلاط به وجود می آید هر خلطی که کمیت یا کیفیت آن دچار اختلال شود، موجب بروز بیماری‌هایی می گردد.

آنچه از خوردنی ها و آشامیدنی ها وارد بدن می گردد. در کبد تبدیل به خلط می شود. اگر اخلاط تولید شده طبیعی باشد سبب حفظ سلامتی و اگر غیر طبیعی باشد سبب بیماری می باشد. پس هر آنچه در اهمیت و جایگاه تغذیه بیان شده به دلیل نقشی است که تغذیه در تولید اخلاط طبیعی یا غیرطبیعی و در نتیجه حفظ سلامتی یا ایجاد بیماری دارد.

****

منبع: برگرفته از کتاب «مبانی طب ایرانی ویژه پزشکان عمومی مقاله دکتر رسول چوپانی در مورد کلیات»

تهیه و تنظیم: فهیمه آرون

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید